تبليغاتX
40چله ی آبان
دست نوشته های یک دختر سابقا فهیم که فهمید نفهم بودن بهتره

براي چلچراغ ونويسنده هاي خوبش

چلچراغ اين هفته خيلي خوب بود خوب به معناي واقعي كلمه اين اولين شماره اي بود كه بعد از رفتن بزرگمهر شرف الدين با غرور سرمو بالا گرفتم وگفتم ببينين اين چلچراغه   شروع كردم بهsms دادن به همه ي اونايي  كه چلچراغ مي خونن واونايي كه گذاشتنش كنار ديگه تو صف تاكسي وقتي كسي پرسيد چي ميخوني؟قايمش نكردم  زود گفتم چلچراغ بهترين مجله دنيا   واينو خوب مي دونم كه نويسنده هاش اگه بخوان مي تونن كاري كنن كه چلچراغ هميشه بهترين مجله دنيا بمونه اميدوارم تو شماره اين هفته بازم از اين كارا كرده باشن .

-وحالا براي كسايي كه چلچراغ نمي خونن بايد بگم كه چلچراغ شماره 318 رو از دست نديد اين شروع خوبيه براي چلچراغي شدن

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:39  توسط پدی | 

ببخشيد دير شد ولي حالا كه نوشتم خوشحال ميشم نظرتونو بدونم همون طور كه گفتم اين پست درباره ي فقره

فقر

اين روزا تموم وقتم صرف فكر كردن به واژه فقر شد اصلا فقرچيه؟توانايي مالي چيه؟اها يه دليل براي زار زدن نه يه دليل براي دزدي نه اينم نميشه !! يه دليل براي ازدواج تو سن پايين  چه دليل قشنگي ازدواج تو سن پايين فقط وفقط بخاطر فقر ابلهانه ست خيلي سعي كردم  اين دليلو قبول كنم ولي نميشه نميشه باور كرد  اخه  مگه يه دختر چقدر پول خرج مي كنه كه ازدواج ودادن يه جهيزيه 15 ميليوني خيلي به صرفه تره  اقا جان اصلا تو فقير بدبخت اخه الان  كه ديگه اين جور ازدواجا از مد رفته اونم ازدواج با پسري كه 10 سال از خودت بزرگتره به چي ميرسه؟تو اين دوراني كه ما حتي نمي تونيم برادرمون كه زيادم از خودمون بزرگتر نيست رو تحمل كنيم چطور مي تونيم  كسي رو كه 10 سال از خودمون بزرگتره رو تحمل كنيم؟تازه عشق ودوست داشتن كه...

 يه مادر چطور ميتونه قبول كنه؟ مهسا خوشگل ونازم گناه داره. باور كن نمي تونم بيام عروسيت نمي تونم بيام واين جماعت سرخوش ومضحك رو تحمل كنم اخه ازهمه بدم مياد از مامان مهسا  كه اينكارو كرد از خود مهسا كه قبول كرد با اون پسره ازدواج كنه ازمامان وخواهرم هم بدم مياد كه همه ش به فكر كادو ولباس مناسبن اخه اين عروسي نيست  عزاست  عزا براي من وهمه ي دختراي همسنم كه اين جوري فروخته ميشيم

خدايا شكرت كه بهمون انقدر پول وفهم دادي كه هيچ وقت  پدر ومادرم چنين كاري نكنن

مهسا جان اميدوارم خوشبخت بشي

زليخا مرد از حسرت

كه يوسف گشت زنداني

چراعاقل كند كاري

كه باز ارد پشيماني؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 9:30  توسط پدی |